برای همیشه تعطیل شد .
دلتنگ تنها
دستانت را به دست های مطمئن خدا بسپار و هیچ نگو!!!!
از ظاهر مخالف امور مرنج و کینه ی کسی را به دل نگیر
ثابت قدم و استوار و با تکیه بر محبت و عشق الهی هراس ها را از دلت پاک کن
خدا راه انجام را میداند وفقط اوست که تورا بی توقع دوست دارد
درها را میگشاید و میتواند انچه را که به تو وعده داده متجلی کند
پس فقط به خدا متکی باش!!!
آدما از آدما زود سير ميشن
آدما از عشق هم دلگير ميشن
آدما رو عشقشون پا ميزارن
آدما آدمو تنها ميزارن
منو ديگه نمي خواي خوب ميدونم
تو كتاب دلت اينو ميخونم
يادته اون عشق رسوا يادته
تو ميگفتي كه گناه مقدس
اول و آخر هر عشق ....

یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
یه زمین بود وسیع.... آسمونش خیلی بلند.... گلاش از جنس بلور... اما مردومونش نامهربون ....
یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
بچه ای بود کوچولو با یه دنیا آرزو....... آرزوش صورتی بود... با دوتا چشم قشنگ.....
لا لاکوچولو.....
قصه ها دروغ میگن.... همه افسانه بوده.... دیو وشاخای بلند...یا پری آرزو......................
یکی بود ،یکی نبود
دیگه اون بچه نبود....دیگه لالایی نمیخواست...آرزوی صورتیش....میون افسانه ها، گم شد رفت...
تنها یاد اون دوتا چشم قشنگ.....گاهی پروازش میداد...................
یکی بود ،یکی نبود
یکی بود، صدتا نبود؛ دیگه گنبد کبود ...ابری شده...پرواز پرنده هاش دروغیه....گلای یاسمنش
بو نداره....زرد وآبی یا که سرخ....فرق نداره همشون فرعی شدن....این یکی عاشق میشه
،اون یکی ....عشق براش یه بازیچه ست........دیگه نون تو دکه این روزگار به نرخ روز فروش میره
توی بازار زندگی ،غیرت و مردونگی ،حراج شده.....سرخاب کیلو چند؟....برو آقا
نداریم ...شوخی نکن............دیگه مُرد اون روزا که...............................
کنار جوی آب، بنفشه ها درمیومد .......نسترن از رو دیوار،دالی میکرد.....یا توی یه ظهر داغ
چغاله بادومی فریاد میکشید ......زیر آفتاب بادبادکی تلو خورون....هوس پرواز قیقاجی میکرد.................
|
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست اما شیشه عمر من است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند تار موی توست اما شیشه عمر من است | ||

پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش
شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من
اسمتو ببخش به لبهام
بی تو خالیه نفسهام
قد بکش تو باور من
زیر سایه بون دستام
خواب سبز رازقی باش
عاشق هميشگي باش
خسته ام از تلخی شب
تو طلوع زندگی باش
من پر از حرف سکوتم
خالیم رو به سقوطم
بی تو و آبی عشقت
تشنه ام کویر لوتم
نمیخوام آشفته باشم
آرزوی خفته باشم
تو نـذار آخـر قصه
حرفـمو نگفته باشم

به حُکم چشمهایت می نویسم نامه ای دیگر
دلم را درمیان نامه می پیچم پریشان تر
پس ازنام قشنگت، می نویسم سطر اول را
قفس، آتش، پرنده، یک گلو آوازو خاکستر
میان برگ ماه، درانتهای نامه می پیچم
برای دستهایت چوری و یک حلقه انگشتر
دلم را درمیان نامه ام پچیده می یابی
کنار نامه های دیگرت ، هرروز پشت در
درآن خلوت که از ابرخیالت ماه می تابد
تورا با سطرسطر نامه هایم میکشم دربر
میان برگ ماه پیچیده تقدیم تو میدارم
دوگلدان،شمعدانی، قالی و یک دسته نیلوفر
.....................................................
ولی حس می کنم یک روز درغُربت دل عاشق
دورازچشم تو می میرد کنار نامه ای آخر
![]()
دفتر عشـــق كه بسته شـد
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیكنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خـــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقـــت بود
بشنواین التماس رو
ـبشنوـ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ


با فرا رسیدن عید سعید فطر امشب همه ی اصفهانی ها در اقدامی عجیب بیرون از خانه خوابیدند تا فطریه ی خود را نپردازند!!!!
************
این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
************
همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه...
************
استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان
************
به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, عید فطر به تعویق افتاده و ماه رمضان تا یک ماه دیگر تمدید گردید!
************
خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...
یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟
************
مناجات غضنفر باخدا : خدايا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال يک بار آن هم در يک کشور برگزار کن!!
************
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...
************
وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم میگیره... آخه شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو تجربه کنم...
************
خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم.(آمین)